فرش های ایرانی عهد هخامنشی
در دل یخچال های طبیعی سیبریه مرکزی
در سال 1303 شمسی ( 1924میلادی ) دانشمند روس « س.ا.رودنکو» ضمن مطالعاتی که از طرف موزه مردم شناسی روسیه در نواحی سیبریه می کرد ، در سراشیبی های دامنه دوره کوچکی به نام « پازیریک » به وجود پنج تپه کوچک و تعدادی تپه های کوچک تر که از توده های سنگ تشکیل یافته و نام محلی آنها کورگان است پی می برد و متوجه می شود که این تپه ها قبرستان اقوام قدیمی ساکن آن محدوده است.
محل پازیریک با کورگان ها در دامنه کوه هایی آلتای به مسافت قریب 200 کیلومتری جنوب شرقی بسک ( یکی از شهرهای جنوبی مرکز سیبری ) و به فاصله تقریبی 71 کیلومتری مغولستان خارجی ( که سابقاً جزء خاک چین به شمار می رفت ) نزدیک محل التقای رودخانه های اولاگان و بالیکتیول واقع شده و ارتفاع آن از سطح دریا تقریباً 1500 متر است و رودنکو پس از آنکه به وجود قبرهای قدیمی در محل مزبور پی برده ، مرتبه اول در سال های 1306 تا 1308 شمسی به اتفاق هیئیت از دانشمندان باستان شناس شوروی در انجا به حفاری علمی مبادرت نمود و بعد از بیست سال برای مرتبه دوم پس از خاتمه جنگ دوم جهانی در سال های 1326تا1328 شمسی دنباله کاوش های مهم و پرثمر خویش را در آنجا ادامه داد.
در سال 1314 شمسی هنگامی که سومین کنگره بین المللی و نمایشگاه آثار ایران در موزه ارمیتاژ لنینگراد منعفد می شد ، پنج تالار هم برای نمایش اشیایی که در کاوش های سال های 1306تا1308 پازیریک بدست آمده بود اختصاص داده بودند و در این پنج اطاق قبر بزرگ چوبی را که بوسیله تیر و تخته های کافت و الوار ساخته شده و از زیر یخ ها بیرون آورده بودند با پارچه های نمد که روی قبر را می پوشانده و تزئیناتی از چرم داشته است و اشیاء مختلف مفروغی و سفالی و اسلحه و ماسک های مفروغی به شکل گوزن و اژدهای شاخدار و زین و برگ های نمدی و افسارهائی که از چوب به شکل گل و بوته درست کرده بودند و اجساد متعدد اسب هائی که بر اثر باقی ماندن زیر یخ در طول دوهزاروچهارصد سال سالم مانده بود و بالاخره دو قطعه ماسک خاکستری رنگ صورت انسان را به معرض نمایش گذارده بودند و در توضیحات بسیار دقیقی که توسط دانشمندان شوروی درباره این آثار تهیه شده بود آثار مزبور را متعلق به مدقن یکی از شاهان محلی قوم سکاهای ساکن ناحیه کوهستانی آلتائی معرفی نموده بودند.
سکاهای کوهستان آلتائی مانند کلیه اقوام دیگر ساکاها که در سراسر قسمت های شمالی کشور شاهنشاهان هخامنشی از سیبریه تا نواحی شمال دریای سیاه می زیستند ، تابع ایران بوده با سایر قسمت های کشور ارتباط داشتند و در حفاری باستانشناسی در سال های 1326 و 1328 شمسی در تپه بزرگ حسنلو واقع در جنوب دریاچه ارومیه به عمل آمد ، شباهت ها و ارتباطات زیاد بین آثار کشف در حسنلو با آنچه در پازیریک کشف گردیده است مشهود افتاده ، با این اختلاف که قدمت مشکوفات حسنلو چند قرن پیش از عهد هخامنشی و آثار پازیریک مربوط به عهده هخامنشیان می باشد.
همچنین ارتباط های زیادی بین آثار مشکوف در کردستان ایران ( زیویه و حول و حوش آن ) وجود دارد.
کشف پازیریک خصوصاً اجساد اسب های متعدد که به رسم آن زمان همراه با صاحب آنها در مجاورت قبر پادشاه دفن شده بود و ماسک های مختلف و تزیینات چرمی زین و برگ و نمد و غیره مورد توجه فراوان دانشمندان باستان شناس جهان خصوصاً کسانی که با آثار باستانی ایران سروکار دارند واقع گردید و رودنکو در سال های 1326 تا 1328 شمسی ضمن دومین مرحله عملیات و تحقیقات خود موفق به کاوش پنجمین تپه سنگی – که آنهم یکی از قبور معتبر پازیریک بوده – می گردد و ضمن آثاری که در این قبر از دل یخ ها به دست می آید یک قطعه فرش بسیار ظریف به طول 2 متر و عرض 83 متر و قطر 2میلی متر و قطعات کوچکی از فرش های دیگر دیده می شود که برای زین و برگ اسب های پادشاه سکاها به کار می رفته است.
برای کاوش در میان یخ ها ابتدا به وسیله آب گرم یخ ها را کم کم ذوب و خارج نموده با آثار مدفون دست می یابند و برای نخستین بار قطعاتی از فرش های شاهانه عهد هخامنشی بدین طرز عجیب در معرض مشاهده و مطالعه علاقمندان و باستان شناسان قرار می گیرد.
قطعه بزرگ تر فرش، به جز یک قسمت بسیار کوچک سالم بوده پیدایش آن نه تنها مهم ترین ثمر کاوش های پازیریک است بلکه در جهان باستان شناسی و به ویژه در تاریخ ایران از آثار درجه اول اهمیت به شمار می رود. وسط فرش نقوش مربع شبیه آنچه هم امروز در فرش های ترکمنی و بختیاری و بلوچ هویدا است و سابقه قدیم تر از عهد هخامنشی دارد یافته اند. اطراف آن حاشیه سوم شامل نقش های شبیه گل و پیاده است و بالاخره حاشیه پنجم مشتمل بر ترنج های دارای نقوش حیوان بالدار دیده می شود.
بنا به تشخیص رودنکو، در هر دسیمتر مربع این فرش ، 3600 عدد گره بافته شده است. قطعه ای از فرش دیگر مشتمل بر مربع های کوچک که هر مربع تصویر دو ملکه عهد هخامنشی را روبروی هم نشان می دهد و پشت سر هریک از این دو ملکه یک بانوی درباری ایستاده است و در وسط هر مربع میان دو ملکه شکل عود سوز شبیه آنچه بر نقش تخت جمشید که در موزه ایران یاستان است جلب توجه می نماید.
رودنکو تمام فرش های مزبور را بدون تردید کار ایران معرفی می نماید.
قطعه ای از فرش دیگر مشتمل بر حاشیه و دو نقش عیناً همانند نقوش شیرهای هخامنشی نیز از کشفیات همین محل است.